اس ام اس طنز و سرکاری
يك خيار با يك خيار شور با هم داشتند تو خيابون راه مي رفتند به خيار گفتند اين كيه همراهت گفت خواهرمه ترشيده
غضنفر دستش شکسته بوده از دکتر میپرسه بعد از باز کردن گچ میتونم ویالون بزنم دکتر میگه بله میگه چه خوب قبلا نمی تونستم
غضنفر با خودکار میره حمام ازش می پرسن چرا ؟ میگه : هر جا رو که می شورم علامت می زنم .
آقاهه ميره سربازي، دور كلاش قرمزي، آچين و واچين… با صداي چي؟ با صداي مرغ… يه مرغ دارم روزي 2 تا تخم ميكنه، چرا 2 تا؟ چون دستمال من زير درخت آلبالو گم شده… شايد پشت كوه انداختي؟ نه خير، زنجير منو بافتي، بله. بابا اومده، با كي اومده؟ اون كيه باهاش؟ چي چي آورده ؟ نخود و كيشميش، با صداي چي؟ با صداي گاو، گاو حسن چه جوره؟ نه شير داره نه …………… واقعاَ نشستي همشو خوندي؟! متاسفم
چند وقته نيومدي بخواطر نيومدنت بابا و مامان هر شب با هم دعوا دارن مهم نيست با چه ماشيني مياي فقط بيا و اين آشغالو رو از دم در خونه بردار
قلب من، دل من، خون تو رگهاي من، نفس من، جيگر من، خلاصه… همه وجودم درد ميكنه، بايد برم دكتر ببينم چرا اينطوري شدم
یه روز تو رو تو كوچه ديدم و عاشقت شدم… فرداش تو خيابون ديدمت و ديوونت شدم… امروز تو اتوبان ديدمت خدا آخر و عاقبتم و به خير كنه… عجب 206يی هستي
آخه بز ، خر ، گوسفند ، الاغ ، میمون ، گورخر ، گاو ، بوزینه ، کنه،……… این همه حیوون. چرا شیر شد سلطان جنگل؟
پدری به دخترش میگه: دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت داده اند خوب فکرهایت رو بکن.
دختر گریه کنان میگه: ولی من می خواهم پیش مامانم باشم.
پدر: خوب، اونم با خودت ببر عزیزم
پدر: پسرم بزرگ شدی میخوای چه کاره بشی؟
پسر: سیاستمدار
پدر: مگه عقلت کمه؟
پسر: یعنی شرطش اینه!؟
مادر و بچه جلوی قفس میمونه…
بچه: مامان این میمونه شبیه عمه کبری است.
مادر: وای! عزیزم اگر به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه ها.
بچه: مامان من خیلی یواش گفتم میمونه نشنید!
بچه اولی: پدر تو هم بهت یاد داده قبل از غذا دعا بخونی؟
بچه دومی: نه، آخه مادرم خوب غذا درست می کنه!
فریدون همیشه لباس مشکی می پوشیده. دوستاش میگن چرا همیشه مشکی می پوشی؟
میگه: آخه من ختم روزگارم!